ایران دیگر معترض نیست، ایران بها داده.

ایران دیگر در وضعیت اعتراض نیست؛
در وضعیت گسست است.

آن شلوغیِ ذهنی که سال‌ها در سکوت انباشته شده بود،
مدت‌هاست به خیابان آمده
و حالا با هزینه‌ای بی‌سابقه ادامه دارد.
دیگر مسئله فقط خواسته و شعار نیست؛
جان‌ها وارد معادله شده‌اند.

بعد از ۱۴۰۴، فاصله‌ی میان فکر و عمل فرو ریخت.
ذهن‌ها و بدن‌ها هم‌زمان ایستادند.
جامعه وارد وضعیتی شد که بسیاری آن را،
نه به‌عنوان یک برچسب سیاسی،
بلکه به‌عنوان یک واقعیت میدانی،
انقلابی می‌دانند.

طبق گزارش‌ها و برآوردهای غیررسمی،
این مسیر با از دست رفتن دست‌کم ۱۲هزارجان در تنها دو روز همراه بوده است.
عددها ممکن است محل اختلاف باشند،
اما اصل ماجرا نه‌قابل‌انکار است و نه قابل‌جبران:
هزینه انسانی، عظیم و برگشت‌ناپذیر است.

در چنین شرایطی،
شعارها ساده‌تر و شبیه‌تر شده‌اند.
نه از سر تقلید،
بلکه چون وقتی مرگ، ترس و ایستادگی هم‌زمان حاضرند،
زبان جامعه کوتاه، شفاف و بی‌واسطه می‌شود.

اینجا دیگر بحث اصلاح یا نارضایتی نیست.
بحثِ حق ادامه‌ی زندگی باکرامت است.

و درست همین‌جاست که،
در دل تاریکی،
یک واقعیت تازه دیده می‌شود:
جامعه‌ای که این هزینه را داده،
به عقب برنمی‌گردد.

نور شاید فوری نیاید،
اما این بار،
از دل آگاهی و بهای پرداخت‌شده می‌آید،
نه از وعده.


تو چی فکر می کنی؟

تازه ها