|
تقویم تاریخ
|
پربیننده
-
این سؤال تلخ مدتهاست زیر پوست جامعه میچرخد. نه فقط در محافل سیاسی، بلکه در تاکسی، توییتر، جمعهای خانوادگی. ایرانیانی که از وضعیت اقتصادی و محدودیتهای سیاسی به ستوه آمدهاند. این سوال، نه از جنس تحلیل خشک سیاسی، بلکه از جنس خستگی یک ملت است. مردم حالا به جنگ به این امید نگاه میکنند که
-
روزی به نام عشق؛ والنتاین و پیوند همدلی و عشق در میان ایرانیان جهان
-
ایران امروز شلوغ است؛نه فقط شلوغ، که زخمیست.بعد از کشتار ۱۸ و ۱۹ دی، بعد از آن شبها که مرگ بیصدا در کوچهها راه رفت، بعد از حکومت نظامیِ ناگفتهای که نفس شهر را تنگ کرد،شلوغی دیگر اسم دقیق این حال نیست.این شوک است.این عزاست. این خشمِ فشردهایست که هنوز راه بیرونزدنش را پیدا نکرده.
-
ایرانیانِ دور از خانه، ریشه در خاکی دارند که هرچند از آن دور افتادهاند،اما صدایش هنوز از دلِ آنها عبور میکند و به جهان میرسد. پس دیاسپورای ایرانی، فقط جمعی از مهاجران نیست؛ شبکهایست از حافظه، مسئولیت، و وجدان بیدار. دیاسپورا، وطنِ پراکندهایست که اینبار تصمیم گرفته فقط دلتنگ نباشد، بلکه شاهد، صدا، و ایستاده
-
ایران دیگر در وضعیت اعتراض نیست؛در وضعیت گسست است. آن شلوغیِ ذهنی که سالها در سکوت انباشته شده بود،مدتهاست به خیابان آمدهو حالا با هزینهای بیسابقه ادامه دارد.دیگر مسئله فقط خواسته و شعار نیست؛جانها وارد معادله شدهاند. بعد از ۱۴۰۴، فاصلهی میان فکر و عمل فرو ریخت.ذهنها و بدنها همزمان ایستادند.جامعه وارد وضعیتی شد که











