ورزش و آموزش فرهنگ

محتوی هر جامعه، فرهنگ و مردم آن جامعه هستند که در تعاملی دو سویه، هویت جامعه را سامان می دهند. شک نیست که ما موجوداتی اجتماعی هستیم به گونه ای که که بسیاری از رفتارهایمان مثل گویش، تغذیه، زبان، پوشش و واکنش های هیجانی مان بازتاب رفتار گروهی است. مثلا در جامعه یزد مَردم باگویش شیرین یزدی حرف می زنند. خوراک معمول ایشان نخود آب و شولی است و از واکنش های هیجانی می توان به سخت کوشی، میهمان نوازی و خونگرمی ایشان اشاره نمود.

ما چگونه به موجودات اجتماعی تبدیل می شویم ؟ از طریق اجتماعی شدن و فرهنگ پذیری.

فرهنگ چیست؟ فرهنگ به معنای آداب و رسوم، سنت ها، نگرش و باورهای هر جامعه است. فرهنگ برگرفته از لغت culture یا کالتور یونانی است که در اروپا به معنی کشت و کار نیز به کار رفته و بعضی آن را تمدن معنی کرده اند.

فرهنگ آینه تمام نمای ارزشهای جامعه است. ارزش هایی که معیارها و الگوهای مورد قبول جامعه هستند. ارزش هایی که از اجتماعات کوچکی همچون خانواده شروع می شوند و گاه آنقدر گسترده می شوند که در سطح جهانی مطرح شده و آنقدر فراگیر می شوند که بر سردر سازمان ملل حک می شوند: ’بنی آدم اعضای یکدیگرند که در آفریش زِ یک گوهرند.‘

در ایران فرهنگ های قومی، دینی و محلی متفاوتی وجود دارد و بر این اساس گروه های مختلف اجتماعی اعم از گروه های قومی، مَردمی و طبقات اجتماعی را شاهد هستیم که هر کدام فرهنگ خاص خود را دارند و به همین دلیل لزوم مدیریت فرهنگی مطرح می شود. 

 برای اینکه یک فرهنگ سالم و قابل استفاده باشد لازم است که پویا و متحرک بوده و با تحولات اجتماعی همراه و همگام باشد. در این صورت تحول فرهنگی به معنای رشد و پیشرفت در فکر معنی می شود. 

در بحث مدیریت فرهنگی به جهت رشته و پیشرفت در فکر، لزوم مربیان آگاه و دلسوز مطرح می شود چرا که در فرایند فرهنگ پذیری باید اهداف و دُنبال کننده های این اهداف مشخص باشند. این افراد باید نسبت به اهداف دارای دیدگاه روشنی باشند و به صورت آگاهانه عملکرد خود را دنبال کنند. 

در صورت وجود اهداف درست و دُنبال کننده های آگاه، امید به توسعه و انتقال صحیح و مناسبت ارزشهای جامعه به وجود می آید. در طی این فرایند، ابتدا شعور گفتگوی افراد درون یک فرهنگ بالا رفته و پس از آن امید وجود خواهد داشت که نسل های بعد با پشتوانه غنای فرهنگی در خواست گفتگوی تمدن ها را به عنوان سندی افتخار آمیز مطرح کنند.

 مدیریت فرهنگی چه طرح، برنامه و استراتژی را برای آموزش توسعه فرهنگ مطرح می کند؟

 مدیریت فرهنگی معتقد است جامعه مسئولیت داردکه از طریق الگوها و مدل ها، فرهنگ را انتقال دهد. جامعه این مسئولیتِ جاودانگی آموزش فرهنگ و اجتماعی کردن جوانان را به نهادهای آموزشی (مثل خانواده و مدارس) تفویض نموده است. یکی از راه های ترویج توسعه فرهنگ، ورزش و تربیت بدنی است.

همگانی کردن ورزش بهترین راه حل برای برپایی پرچم صلح است. با ورزش فرد می آموزد عامل موثر بر گفتگوی میان فرهنگی، یادگیری درک تفاوت ها و نه انکار آنها است. در این حال است که سخن جای خشونت را خواهد گرفت و در این حال است که می توان امیدوار بود ارتباطات و تبادلات فرهنگی رواج یابد و در نهایت آرمانی خود به تبادل فرهنگی انجامد یکی از اهداف بازی های المپیک و جهانی هم همین است. 

اگر در خصوص تاریخچه اهمیت و تاثیر ورزش بر روی حفظ و توسعه فرهنگ و ارزش های جامعه بگوییم مشخص می شود مدت زمان کوتاهی نیست که اثر مثبت آن ثابت شده است. با مطالعه تاریخچه المپیک متوجه می می شویم در سال ۷۶۶ قبل از میلاد،کاهنان و کارگزاران معبد المپ در یونان(بنیانگذاران اولیه و اصلی المپیک) به فراست دریافته بودند که برگزاری یک دوره مسابقه بین برترین قهرمانان ایالت های سراسر یونان می تواند عامل مهمی در جلب توجه هر چه بیشتر مردم به پرستش گاه زئوس (آن زمان عبادت زئوس از ارزشهای جامعه محسوب می شد) باشد.

تاریخچه ورزش زورخانه ای در ایران نیز تاکیدی بر این موضوع است.گفته می شود ورزش زورخانه ای در دوران صفویه جهت حفظ ارزشهای جامعه ورزش زورخانه ای پا گرفت وگسترش یافت.

ورزش چگونه، در کجا و با تاثیر بر چه عواملی می تواند موجب انتقال فرهنگ شود؟

 لازم است یک بار دیگر تعریف فرهنگ را مرور کنیم: فرهنگ مجموعه آداب و رسوم، سنت ها، نگرشها، عقاید و باورهای کلی جامه است.

 ورزش بر نگرش ها، عقاید و باورها تاثیر می گذارد. هر کدام به چه معنا هستند؟

در اصل عقیده و نگرش دو جنبه مکمل یک فرایند هستند.

 نگرش عبارت است از: آمادگی ذهنی فرد برای ابراز واکنش های مساعد یا نامساعد نسبت به شخص یا یک شئ. به عنوان مثال نگرش ما نسبت به یک ورزشکار مثبت و به همان نسبت به یک مجرم یا بزه کار منفی است.حتی نگرشی که نسبت به یک پرچم پیدا می کنیم میتواند مثبت و یا منفی باشد.چون پرچم نمادی از یک حزب، گروه و یا ملیت است.

عقیده ها اندیشه هایی هستند که فرد به درستی و حقانیت آنها اعتقاد دارد. مثلاً عقیده در رابطه با یک ورزشکار این است که او قوی، قدرتمند، فروتن، همیارو همدل است. او فردی است که به قوانین و به دیگران احترام می گذارد و یا معتقدیم که یک بزه کار مجرمی است که باعث آزار دیگران و موجب پسرفت جامعه می شود.

اما باورها جنبه کلی تری نسبت به عقاید دارند. آنها دنیای فرد را می سازند و به او ثبات عقیده و نظر می دهند. مثلاً باوری که به ورزش داریم شامل مفاهیم گوناگونی است از جمله حرکات ورزشی، نوع پوشش خاص در ورزش، فواید ورزش برای فرد و جنبه های کاربردی و اسنادی در مورد ورزش. 

قسمت عمده نگرشها و باورها از طریق محیط حاصل می شود.با آموزش هایی که می بینم و یا اطلاعاتی که به ما منتقل می شود. در عین حال حفظ نگرش ها و یا بالعکس تغییر آن می تواند از محیط تاثیر بگیرد. این محیط کجاست؟

 اولین محیط خانواده است. گروه خانواده اولین گروهی است که معیارها، الگوها و مدل ها را می سازد. هنجارهای فرهنگی از طریق خانواده به کودک منتقل می شود. خانواه قوانینی که جامعه به او تفویض کرده را اجرا می کند. اما یک مجری صِرف نیست. او تنها مُنبَعِث از جامعه نیست بلکه اصلی ترین گروه جامعه محسوب می شود و در نتیجه هنجارها و ارزش ها را به گونه ای خاصی تفسیر می کند. 

خانواده میتواند هنجارها و شیوه های گوناگون اجتماعی شدن را تقویت و یا بالعکس تضعیف نماید زیرا می تواند هنجارها و شیوه های گوناگون اجتماعی شدن را را از صافی گذرانده و به نوعی با آهنگ مهر آمیز به کودک منتقل نماید که یکی از این صافی ها می تواند ورزش باشد.

دکتر نوابی نژاد معتقد است اگر خواهان ترقی جامعه و پایداری فرهنگی هستیم باید به افرادی سالم و نیک پندار بیاندیشیم و در این راه یکی از سهل الوصول ترین و تضمین کننده ترین راه ها ورزش و فعالیت های حرکتی است.

 ۱ـ  ورزش قادر است بر سلامت جسمانی و روانی که لازمه فرهنگ پذیری است تاثیر گذاشته و همچنین فلسفه زندگی ـ که در هر فرهنگ متفاوت است ـ را به کودکان بیاموزد. در تحقیقی که روایک ومک کی انجام داده اند مشخص شد دانش آموزانی که در مهارت های حرکتی ضعیف هستند اغلب گوشه گیر و خجالتی هستند. برعکس دانش آموزانی که از نظر مهارت های حرکتی قوی هستند ویژگی های برجسته و نمایانی از نظور رفتاری مانند فروتن، تدبیر، توجه و حس همکاری دارند. 

۲ـ ورزش به وسیله آموزش رقابت، همکاری و ایجاد موقعیت های رهبری در کودک کمک می کند تا کودک تجارب غنی اجتماعی که از باورهای جامعه برخاسته را همزمان با روابط انسانی بیاموزد. کودکی که در یک گروه ورزشی مدیر می شود، می آموزد برای رسیدن به هدف باید به عقاید دیگر هم تیمی ها احترام گذاشت، سخنان آنان را شنید و با آنها مشورت کرد. 

۳ـ  ورزش یادگیری حرکتی است یعنی یادگیری از طریق عمل و از طریق تجربه. در ورزش، کودک اجازه پیدا میکند از وجود خودش جدا شده و در عین حال از وجود خود آگاه شود. با احساسات خودش تماس حاصل کند. آنها را بفهمد و بتواند آنها را به دیگران به صورت کلامی و غیر کلامی انتقال دهد. در ورزش فرصتی بین می آید که کودک متوجه شود رفتارش چگونه دیگران را تحت تاثیر قرار می دهد و پس از مشاهده عکس العمل و واکنش دیگران متوجه می شود آیا آن رفتار ارزش است و یا ضد ارزش.

 ۴ـ  یادگیری در ورزش با یادگیری سنتی معلم – شاگرد که در قالب کلمات می آید متفاوت است. اگر دیگری به ما بگوید چگونه احساس کنیم چگونه رفتار کنیم و چگونه زندگی کنیم نتیجه کمی عاید میشود تا اینکه فرد مستقیم تجربه کند و ورزش یادگیری از طریق تجربه است.

۵ـ بازی و ورزش های گروهی به فرد یاد می دهد چگونه با دیگران ارتباط بر قرار کند. چگونه آنها را را معنا کند و یا گسترش دهد و از طریق همانند سازی از الگوها، سعی میکند کسانی را انتخاب کند که ارزشمند هستند و درگروه دیگران به آنها احترام می گذارند

 ۶ـ در ورزش گروهی نقش پذیری راحت تر می شود. با یادگیری نَقش می آموزد که برای رسیدن به هدف – که در ورزش یک اصل است –  همکاری و همیاری و احترام به گفته دیگران را بیاموزد.

۷- در بازی گروهی به راحتی می توان از تقویت کننده های اجتماعی استفاده کرد و در این حالت فرد به زودی می آموزد که در چه شرایطی تشویق و یا تنبیه می شود. او در میابدکه وقتی به ارزش های جامعه احترام بگذارد پاداش دارد و در صورت نغز این ارزش ها و هنجارها تنبیه خواهد شد. یاد می گیرد که به تفاوت ها احترام بگذارد. آداب و عقاید دیگران را به دیده تحقیر نگاه نکند. مثلاً کودک در طی بازی های دوستانه می آموزد خود محوری باعث میشود دوستانش از او دور شده و توجه به او کم می شود. پس ترجیح می دهد به جَهت اینکه احترام دیگران را بخرد، به رفتار و شرایط دیگران احترام بگذارد.

۸- ورزش یک یادگیری مهارتی است که به فرد کمک می کند رفتارهای مثبت را تکرار کند و از رفتارهای نا هنجار بپرهیزد.

۹- ورزش اهرمی است برای ایجاد تبادل افکار و عقاید و شکل گیری رفتار اجتماعی. در ورزش گروهی کودک علاوه بر ابراز احساسات خود، احساسات دیگران را درک می کند. با آداب گروه های دیگر (خانواده های درگیر) آشنا شده و همین در فرایند فرهنگ پذیری کودک بسیار تاثیر دارد.

ورزش چه استفاده ای در آموزش فرهنگ والگوهای جامعه دارد؟ 

اگر بگوییم الگوها و هنجارها گونه ای از رفتار هستند که به طور گسترده در گروه ها دنبال می شوند و براین اساس اعضاء گروه با آن موافقت دارند پس عدم اطاعت از آنها به نوعی بزه و جرم محسوب می شود. ورزش از بروز رفتار ناهنجار جلوگیری می کند. بر اساس تحقیقی که بر روی مجرمین و بزه کارها انجام شده معلوم شد در صد قابل توجهی از آن ها در زمان کودکی، نوجوانی و جوانی کمتر به علایق خود پرداخته اند و یا در آن دوران نتوانسته اند با گروه و جامعه خود ارتباط سالم برقرار نمایند. آنچه مشخص است اولین و بزرگترین عشق بچه ها و نوجوانان بازی، ورزش و فعالیت حرکتی است.

ورزش اجازه می دهد کودک در جمع بودن را تجربه کند.

 تمام مزایایی که در بالا ذکر شد از عمده اثرات فعالیت جسمانی و ارتباطات درون گروهی ورزش است اما اگر در کنار این، از موسیقی سنتی، اشعار حماسی و مارش های نظامی استفاده شود اثر ورزش در فرایند فرهنگ پذیری دو چندان خواهد شد.

 به عنوان کلام آخر لازم است تذکر داده شود با وجود فواید با ورزش گفته شد اما متاسفانه زندگی ماشینی امروز و استفاده از وسایل مدرن و بازی های اینترتی فقر حرکتی را به دنبال داشته است. فقر حرکتی به علاوه استفاده از وسایل مدرن و بازی ای رایانه ای می تواند آسیبی بر پیکره فرهنگ چندین هزار ساله ایران بزندکه دشمنان ایران نتوانستند وارد آورند.

برای حفظ فرهنگ عامیانه و فولکورمان، ورزش را دریابیم.

پیمانه پارسافر


تو چی فکر می کنی؟

تازه ها